علی معلم را با موهای نقره ای، صدای باس، انگشترهای متعدد فیروزه، کفشهای روشن و چهره ای برافروخته در میزگردهای تلویزیونی به یاد می آورم که معمولا متکلم وحده است و بدون تپق حرف میزند حرف میزند و حرف میزند. مجله ی
دنیای تصویرش را هم یکی دو بار خریدم و هر سال یکی از تفریحات سالمم نگاه کردن به تصاویر جشن حافظ است و فرش قرمزی که زیر پای سلبریتی ها گسترده میشود با حضور ثابت شیلا خداداد و شوهر جراح فک و صورتش، آنا نعمتی، یغما گلرویی و دیگران! زنها با مانتوهای عجیب و غریب و آرایش غلیظشان بین جهان سوم و هالیوود به قول شاملو هاج و واج مونده معلق اند و رقابتی پنهان چه کسی از همه زیباتر است برای بیننده ای که از بیرون نگاه میکند تبدیل میشود به مسابقه ی چه کسی از بقیه مسخره تر است. شاید این وسط ارزش و پرستیژ آنهایی که تن به این بالماسکه نمیدهند بیشتر مشخص میشود.
اینکه چه جایزه ای به چه کسی میرسد یکی از پیش بینی شده ترین حوادث جشنواره ای است که برخلاف فجر اصلا تکان دهنده و هیجان انگیز نیست! آنها میدانند و ما هم میدانیم که یکی از جوائز بلااستثنا متعلق به مهران مدیری است حتی بعد از فاجعه ای به نام دورهمی! باقی جایزه ها میتواند نوبتی تقسیم شود. امسال بهترین کارگردانی برای علیرضا رئیسیان و فیلم دوران عاشقی شلخته و متلاشی اش... مهتاب کرامتی برای بازی بی سرو شکل و عصبی کنترل نشده اش در عصر یخبندان. بهترین فیلمنامه ی سریال برای فیلمنامه ی پر از گاف و آب بندی شده ی کیمیا... به این ترتیب آنجا شاید سکویی باشد که بدترین های آن سال تشویق شوند و رفاقتهایشان را با هم مستحکم تر کنند. همه هم خوشحال اند. محمود دولت آبادی هم ردیف اول نشسته برایشان دست میزند.
برچسب:
نویسنده: حدیث فراهانی
تاريخ: پنجشنبه
25 شهريور
1395 ساعت: 18:25